
دانلود آهنگ ای دل ساده بکش درد که حقت این است از همای مستان
متن آهنگ قدیمی
ای دل ساده بکش درد که حقت این است
از زمانه بشو دل سرد که حقت این استهر چه گفتم مشو عاشق نشنیدی حالا*
همچو پائیز بشو زرد که حقت این است
دیدی آخر دم مردانه بجز لاف نبود
بکش از مردم نامرد که حقت این است*
آنچه بر عاشق دل خسته روا دانستی
فلک آخر سرت آورد که حقت این است
خمارم خمارم خمارم من*
من از لولی وشان میگسارم
خراب آواره ای مجنون تبارم
که جز مستی به سر اندیشه ای دیگر ندارم
که جادوئی به جز صافی نمی آید به کارم*
بی قرارم بی قرارم بی قرارم
سر ز مستی میپرستی بر ندارم
بیا ساقی بده جامی خمارم من*
که شبها در هوس در انتظارم من
چنان ساقی به ساغر باده را مستانه میریزد
که گوئی خون دل از شیشه در پیمانه میریزد*