
دانلود آهنگ بشناس مرا حکایتی غمگینم
متن آهنگ قدیمی
بشناس مرا حکایتی غمگینم
افسانه ی تیره ی شبی سنگینمتلخم که درم شکسته ام مسمومم
ای دوست شناختی مرا من اینم
من اینم و غرق خستگی آمده ام
ویرانم و از شکستگی آمده ام
از شهر یگانگی فراموشش کن
از شهر هزار دستگی آمده ام (مرجان)
از شهر یگانگی فراموشش کن
از شهر هزار دستگی آمده ام
آنجا با هر که زیستم کشت مرا
هر همخونی به خونی آغشت مرا
صدها دستی که دوست می خواندمشان
که دوست می خواندمشان (مرجان)
صدها خنجر شکست در پشت مرا
اینجا که کسی به من بپیوندد نیست
صبحی که به روی ظلمتم خندد نیست
زنجیر فراوانه فراوان اما
چیزی که مرا به زندگی بندد نیست
من اینم و غرق خستگی آمده ام
ویرانم و از شکستگی آمده ام
از شهر یگانگی فراموشش کن
از شهر هزار دستگی آمده ام
از شهر یگانگی فراموشش کن (مرجان)
از شهر هزار دستگی آمده ام
بشناس مرا حکایتی غمگینم
افسانه ی تیره ی شبی سنگینم
بشناس مرا حکایتی غمگینم
افسانه ی تیره ی شبی سنگینم..