
دانلود آهنگ گریه امونم نمیده
متن آهنگ قدیمی
غروبا وقتی که خورشید آفتاب و رنگ می زنه
غم تو جون می گیره باز دلمو چنگ می زنه
ناله ی مرغ قفس تا توی گوشام می شینه
مژه هام از باغ چشمام گل شبنم می چینه
دل درمونده ی من چه بلاها کشیده
از پریشونی و غم جون به لبهام رسیده
می خوام حرفی بزنم گریه امونم نمی ده
می خوام حرفی بزنم گریه امونم نمی ده
سوت و کور همه جا بی تو و تاریک شبا
چی بگم قصه ی تنهایی نشسته رو لبام
سرد و یخ بسته چو روزای زمستون دلم
به خدا خون دلم خون دلم خون دلم هایده
یه بهانه یه دو رنگی و فریبی که گذشت
یه امید و یه پناه و یه شکیبی که گذشت
دیگه اون قصه ی غمها رو کی باور می کنه
قصه ی غصه هارو کی دیگه از سر می خونه
دل دیوونه ی من چه بلاها کشیده..
از پریشونی و غم جون به لبهام رسیده
می خوام حرفی بزنم گریه امونم نمی ده
می خوام حرفی بزنم گریه امونم نمی ده (2)